ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

201

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « هر كه هديه اى بگيرد و نزد او كسانى حضور داشته باشند ، ايشان در آن شريكند » . و امام باقر عليه السّلام فرمود : « همنشينان مرد در هديه شريكند » . و فرمود : « اگر در حضور جمعى به كسى چيزى از خوردنىها هديه داده شود ، آنان در هديه شريكند » . و بعضى گفته‌اند : علنى گرفتن و بازگو كردن آن افضل است ، زيرا وى را از كبر و ريا پاك مىكند و موجب اخلاص و صدق و اظهار سپاسگزارى و فروتنى است . با وجود اين سزاوار است كه خداشناس حقيقى جز به خدا نظر نداشته باشد ، و نهان و آشكار براى او يكسان باشد ، كه اختلاف حال ، نوعى شرك در توحيد خواهد بود . حق اين است كه حكم به افضل بودن يكى از اين دو قول به طور مطلق درست نيست ، زيرا فضيلت هر يك به اختلاف نيّت مختلف مىشود ، و نيّتها به اختلاف احوال و اشخاص فرق مىكند . پس طالب سعادت بايد مراقب خود باشد ، و حال و موقع را در نظر بگيرد ، و بنگرد كه كداميك از دو حالت پنهانى و علنى براى او به خلوص نيّت و قصد قربت نزديكتر و از ريا و فريبكارى و تزوير و ديگر آفات دور تر است همان را برگزيند ، و به ريسمان غرور نياويزد ، و فريب مكر و نيرنگ شيطان را نخورد . مثلا اگر طبع او مايل به پنهان داشتن آن است ، و مىبيند كه انگيزهء اين ميل حفظ جاه و منزلت و بيم افتادن از چشم مردم است ، يا ترس اينكه مردم او را خوار انگارند و دهنده را بخشنده و نيكوكار نگرند ، يا تشويش اينكه وقتى مردم آگاه شوند كه چيزى گرفته ديگر به او نمىدهند در اين صورت بايد علنى بگيرد . زيرا اگر « داء دفين » ( بيماريى كه پس از پنهان بودن آشكار شود و به سبب آن شرّ و فساد به وجود آيد ) را همچنان در نفس نگه دارد ، و به مقتضاى آن عمل كند ، هلاك مىشود . امّا اگر طبع وى مايل به پنهانى گرفتن است ، و يقين دارد كه انگيزهء آن ميل : حفظ عفّت و خويشتن دارى و مروّت و نگاهداشت مردم از حسد و بد گمانى و غيبت است ، و باعث آن مفاسد ياد شده نيست ، بهتر است كه آن را پنهانى بگيرد . علامت اين آنست كه ناراحتى او از علنى گرفتن صدقه همانند ناراحتى او به سبب علنى شدن صدقه اى باشد كه امثال او و برادران مؤمن او گرفته‌اند . زيرا اگر وى طالب مخفى